ادامه - بعد از جراحی

خرید بک لینک
تقریبا از زمان عمل بابا یکسال میگذره، تو این مدت اینقدر ماجراهای مختلفی رو پشت سر گذاشتیم و اینقدر کارهای زیادی داشتیم که فرصت نشد وبلاگ رو بروز کنیم.
سعی میکنم تو این فرصتهای پیش رو بیشتر بنویسم تا از جزئیات این بیماری کوفتی اطلاعات کسب کنید.

خوب بپردازیم به ادامه ماجرا

بعد از جراحی و ICU بیمار رو میارن بخش، شب اول معمولا سخت ترین شب هست، چون هنوز بیمار رگه هایی از داروهای بیهوشی رو داره و با اینکه حرف میزنه، راه میره و غذا میخوره ولی خیلی هوشیار نیست.

(معمولا تو ICU با توجه به وضع بیمار امکان داره بیمار رو با داروهای بیهوش بازم بیهوش کنن)

شب اولی که بابا رو آورده بودن بخش همراه با داداش و دو نفری از پس بابا بر نیومدیم. از بس که دستش رو تکون میداد یا ماسک اکسیژن رو میکشید یا میخواست بلند بشه.

تو این شب پرستارهای بیمارستان واقعا کمکمون کردن.

بیماری که جراحی مغز میکنه به هیچ عنوان نباید دچار یبوست بشن و عمل دفع باید به راحتی صورت بگیره، یکی از درمانهایی که به ما توصیه کردند شربت سرشار از فیبر گیاهی لاکتولوز هست.

بعد از یکی دو روز دکتر دستور حرکت و پیاده روی رو داد، قبل از اون و در هنگامی که بابا خیلی حرکت نمیکرد فیزیوتراپی روزانه انجام میشه تا عضلات تحلیل نرن.

و در نهایت پدر ما بعد از 5-6 روز از بیمارستان مرخص شد و رفتیم خونه.

در اینجا بازم از پرسنل پرستاری بیمارستان پیامبران، دکتر محمود رضا عدن و مدیریت بیمارستان تشکر میکنم، با اینکه 2 هفته پر استرس رو در بیمارستان گذروندیم ولی از محیط بیمارستان بدمون نیومد.

تصمیم سخت...

ما را در سایت تصمیم سخت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 10:44

صفحه بندی