هفته دوم _ تشخیص و تصمیم

خرید بک لینک
جواب ام آر آی رو فرستادم برای فامیلمان، ضمن اینکه به دو تا پزشک متخصص مغز و اعصاب نشون دادم، هر دوتاشون عقیده داشتند باید عمل انجام بشه و توده از مغز خارج بشه.

فامیلمون هم با دوستان متخصصش مشورت کرده بود، نظر اونها هم بر عمل بود، برای بیمارستان هم با ایشون و هم با دکتر ب رئیس یک بیمارستان خصوصی در شهرمون مشورت کردم، هیچ کدومشون این عمل رو در شهرستان توصیه نکردن و گفتن بهترین جا تهران و یا لندن هست.

به گفته فامیلمون یکی از مهمترین بخشهایی این جور عملها بعدش و اصطلاحا استندآپ کردن بیمار هست، یعنی مرحله ای که بیمار از اتاق عمل به آی سی یو برده میشه تا مرحله ای که وضعیت پایدار میشه و به بخش منتقل میشه، ۳ تا بیمارستان هم معرفی کردند، آتیه، عرفان و پیامبران. با پیگیریهای که کردیم و آشناییتی که با یکی از مدیران بیمارستان پیامبران پیدا کردیم این بیمارستان رو انتخاب کردیم که خدا رو شکر واقعا انتخاب خوبی کردیم.

نکته: بعد از این عملها بدلیل حساسیت و پیچیدگی فوق العاده بالای محل عمل مراقبت خیلی شدیدی مورد نیازه تا فرد به هوش بیاد، برای اینکار هم پرسنل کارآزموده و دلسوز نیازه، هم تجهیزات خوب و هم دکترهای حاذق، ضمن اینکه عفونت بیمارستانی در این مرحله بسیار محتمل و مصیبتی است که خیلی خطرناکه و میتونه عوارض خیلی شدیدی ایجاد کنه.

با هماهنگی با مدیریت برای دکتر جراح وقت گرفتیم تا نظر ایشون رو در مورد عکس بپرسیم.

یکی از بدترین مراحل درمانمون با ملاقات با این دکتر گذشت، ایشون خیلی صریح و بدون هیچ احساسی جلوی پدر و مادر گفت که احتمالا بعد از عمل بابا دیگه نمیتونه حرف بزنه، نیمه راست بدنش فلج خواهد شد، خرج عمل اینقدر میلیونه و ...

خلاصه اینکه بابا برای اولین بار اشک تو چشاش حلقه زد و خیلی ناراحت شد.

من و مامان هم خیلی شکه شده بودیم به نحوی که نمیدونستیم چی باید بگیم.من فقط خیلی سریع تلاش کردم قضیه رو جمع کنم و از اتاق دکتر، بابا رو بیارم بیرون.

بعد از اینکه من بابا رو آوردم بیرون مامان یکم تو اتاق دکتر موند و وقتی اومد بیرون کاملا شکسته بود، تو این مدت سعی کردم بابا نفهمه که مامان تو اتاق دکتر مونده و تو روی بابا خیلی حرف نزدم با مامان و سعی کردم از تلخی صحبتهای دکتر کم کنم.

نکته: قبل از انتخاب هر دکتری هرچقدر هم حاذق روی شعور و اخلاق اون دکتر هم تحقیق کنید.

این ویزیت یکی از بدترین تاثیرات رو روی بابا گذاشت به نحوی که هنوز هم تاثیراتش رو میبینیم.

دقت کنید که روحیه بیمار و اطرافیان برای مبارزه با این بیماری بسیار مهم و حیاتیه.

از اینجا به بعد ۲ تا وظیفه داشتیم، اول ادامه روند درمان و دوم بالابردن روحیه شکسته بابا.

برای درمان دوباره با مدیریت بیمارستان تماس گرفتیم و ماوقع رو براش تعریف کردیم، ایشون بسیار از رفتار دکتر تعجب و عصبانی شد، دوباره برامون وقت گرفت و گفت مدارک رو بیارید پیش دکتر جدید.

وقتی رسیدیم بیمارستان شخصا ازمون عذرخواهی کرد و رفتار دکتر رو خیلی غیر حرفه ای دونست و گفت که ازش جواب خواهند خواست.

دکتر جدید دکتر عدن بود،رئیس گروه جراحی مغز بیمارستان.

یکی از با اخلاق ترین، مودب ترین و حرفه ای ترین دکترهایی که تابحال دیدم، ایشون هم از احتمالات جراحی برامون گفت و کل درمانی که در پیش خواهیم داشت.

نکته : از دکتر این سوالات رو بپرسین، چیکار باید کرد، بیماری چقدر پیشرفت کرده، چه روشهای درمانی بدون جراحی وجود داره و برای جراحی چقدر وقت دارید؟

+ نوشته شده در سه شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۶ساعت 12:1 توسط |
تصمیم سخت...

ما را در سایت تصمیم سخت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 0:23

صفحه بندی