هفته سوم - تصمیم سخت

خرید بک لینک
دکتر عدن در هنگام صحبت باهامون چندتا نکته رو بصورت کاملا واضح برامون تشریح کردند.
لزوم عمل، احتمالات عمل، مدت زمانی که برای عمل وقت داریم تا قبل از اینکه این تومور عارضه جدی تری برامون داشته باشه و ....

عوارض عمل به دو دسته تقسیم میشه:

دسته اول عوارض عمومی جراحی مثل اینکه بدن به داروی بیهوشی جواب نده و فرد به هوش نیاد که به گفته دکتر با داروهای جدید این احتمال بسیار پایین هست ولی بازم احتمال وقوعش هست یا اینکه فرد در حین جراحی خونریزی مغزی بکنه که کار برای جراح سخت میشه.

دسته دوم عوارض خصوصی جراحی هست که برای هر فرد وابسته به اینکه تومور در کجا واقع شده میتونه متفاوت باشه، برای پدر من چون در سمت چپ گیجگاه واقع شده بود شامل ضعیف شدن یا از بین رفتن عصب بینایی، عدم توانایی تکلم بعد از عمل، فلج شدن نیمه راست بدن و ... میشد که خوشبختانه هیچ کدامشون به وقوع نپیوست.

طبق گفته دکتر ما دو هفته وقت داشتیم تا این عمل رو انجام بدیم یعنی به گفته ایشون تا 2 هفته دیگر این عمل باید انجام شده باشه، ضمن اینکه حدودا نیاز به 4-5 روز زمان برای آمادگی عمل در بیمارستان نیاز هست. بعبارت بهتر ما یک هفته فرصت داشتیم تا تصمیم بگیریم.

(معمولا در این زمانها آمپول دگزامتازون برای کاهش فشار مغز و قرصهای دپاکین و فنی توئین برای جلوگیری از تشنج تجویز میشه.)
در این یک هفته به هر دست آویزی که فکرشو بکنید رو آوردیم، آخرش هم با بزرگترها مثل عموها مشورت کردیم و در نهایت استخاره کردیم و تصمیمون رو برای عمل گرفتیم.

عمل مغز یک عمل بسیار پیچیده است به قول دکتر عدن مغز مثل یک توپ هست که از تمام نقاط به دیگر نقاط سیم کشی شده و هر فعلی باعث انفعالی در جایی دیگر میشه بعبارت ما کامپیوتری ها یک گراف کامل هست بنابر این هیچ چیزی بصورت صد در صدی قابل پیش بینی نیست بنابر این جراحی مغز معمولا تا آخرین مراحل توصیه نمیشه.

این یک هفته رو با داروها و دید و بازدید فامیلی طی کردیم و تمام تلاشمون رو کردیم که روحیه بابا بره بالا و برای عمل آماده بشه.
روحیه، روحیه، اینو بارها برای خودتون تکرار کنید و تمام تلاشتون رو بکنید تا روحیه عزیزتون بره بالا، با شوخی، جدی و هر کاری که از دستتون بر میاد تمام تلاشتون رو بکنید.

نکته بعدی اینه که به هیچ عنوان صحبتهای در گوشی نداشته باشید، هر صحبتی هست در جمع و با حضور همه انجام بدید، حتی کوچکترین فرد درجه اول، البته منظورم بچه های 10-15 ساله نیست.

واقعا لازم هست که همه بدونن دقیقا در چه وضعیتی قرار گرفتید فقط نکته اینجاست که نباید روحیه شون رو از دست بدن، اگر فکر میکنید که نمیتونن تحمل کنند و روحیه شون رو میبازن بهتره که در موقعیت بهتری باهاشون صحبت کنید.

نکته مهم بعدی اینه که سعی نکنید تمام بار رو خودتون به دوش بکشید، معمولا فرزندان اول، پسرها، همسر و ... که بزرگتر خانواده هستند اول متوجه میشوند و تمامی مسئولیت رو خودشون بعهده میگیرند.

سعی کنید با بزرگتری که سرد و گرم بیشتری چشیده صحبت کنید و ازش کمک بگیرید.

برای فردی که در این وضعیت قرار میگیره (تومور مغزی) اولین فکر اینه که کارم در 2 هفته تمومه، بنابر این اولا باید این فکر رو از سرش بیرون کنید و دوما به 2 تا نکته با زبون خودتون اشاره کنید:

1- تنها نیست و شما پیشش هستید

2- به اینده و کارهایی که قراره در آینده بکنید و ایشون هم توش هستند اشاره کنید، مثلا میخوایم برای داداش زن بگیریم، میخوایم فلانی رو عروس کنید و ....

این نکات حاصل مشورت با روانپزشک هست که به جاش ماجراش رو تعریف میکنم.

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:24 توسط |
تصمیم سخت...

ما را در سایت تصمیم سخت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 0:23

صفحه بندی